پایـــگاه طلبِهــ گـــرگانیــ

...(فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ)...

پایـــگاه طلبِهــ گـــرگانیــ

...(فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ)...

 زندگینامه خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی، اعجوبۀ بی بدیل فقاهت...


آشنائی مختصر و اجمالی با خورشید آسمان فقاهت حضرت خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی

مقدمه

قرن سیزدهم ، قرن شکوفایی و رشد تشیع در ایران بود، بیشتر مردم شیعه دوازده امامی بودند و از علمای دین در تمام شئون اجتماعی خود پیروی می کردند، مردم در تربیت فرزندان خود کوشا بودند و به اجرای تکالیف مذهبی و دستورهای دینی اهتمام می ورزیدند. پدران و مادران فرزندان خود را از سنین پنج سالگی برای آشنا شدن فرائض دینی – به مسجد می بردند.اکثر مردم در این زمان از دانش و سواد بهره ای نداشتند. شاهزادگان و ثروتمندان معلم سرخانه برای فرزندان خود داشتند، تعداد کمی از فرزندان طبقه متوسط از سنین هفت سالگی در مکتبخانه – که در بیشتر نقاط ایران بر پا بود و به دست روحانیون و ملایان اداره می شد – به خواندن و نوشتن می پرداختند.

در یکی از محله های شهر دزفول که نامش محله مشایخ انصار و در شمال غربی بقعه معروف ((سبز قبا)) واقع است . گروهی که اکثر آنها فقیه و اهل علم و عمل اند زندگی می کنند و از آنجایی که جد بزرگ این خاندان جابر بن عبدالله انصاری (۱۶ – ۷۸ ق و بعضی سال وفات وی را در ۹۸ ق ذکر کرده اند) آنها را جابری انصاری می گویند

16249 خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی، اعجوبۀ بی بدیل فقاهت

ولادت

شیخ مرتضی روز سه شنبه هجدهم ذی الحجه (روز اکمال دین و اتمام نعمت) سال ۱۲۱۴ هـ . ق. مطابق با بیست و سوم اردیبهشت سال ۱۱۷۹ هجری شمسی در محله مشایخ انصاری در شهر قهرمان پرور دزفول از سلاله پاک یکی از اخلاف جابربن عبدالله انصاری – صحابی نامدار پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله »- پا به عرصه وجود نهاد. پدرش “شیخ محمد امین” از مبلغان و مروجان شریعت مقدس و مادرش بانویی درس خوانده و مؤمنه و متعبُده و دختر یکی از علمای خاندان انصاریهای شهر دزفول بود و سعی داشته که هنگام شیر دادن به فرزندان خود با وضو باشد.. شیخ محمد امین سه پسر داشته که به ترتیب سن: مرتضی، منصور و محمد صادق نام داشته اند و هر کدام از برادر بزرگتر خود، ده سال کوچکتر بوده اند.

تحصیلات مقدماتی

شیخ از کودکی به تحصیل قرآن و فراگرفتن معارف اسلامی پرداخت و بزودی آثار نبوغ و ذکاوت در او محسوس گردید. پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته آنچنان استعداد و شایستگی از خود بروز داد که حیرت همگان را برانگیخت و در عنفوان جوانی به درجه عالی اجتهاد نایل شد.

شیخ مرتضی ادبیات عرب و مقدمات را نزد پدرش و فضلای دزفول خواند و فقه و اصول دوره سطح را خدمت عموزاده خود شیخ حسین  انصاری که از فقهای درجه اول دزفول بود، تحصیل کرد و سپس  در سال ۱۲۳۲هـ ق. در سن هیجده سالگی به همراه پدرش برای تکمیل تحصیلات به عتبات ـ کربلا و نجف ـ رفت.

 درخشش علمی شیخ جوان در اولین برخورد با سید محمد مجاهد (رئیس وقت حوزۀ کربلا )با عث شد تا با اصرار ایشان ،  شیخ مرتضی چهار سال در کربلا مانده و از محضر دو فقیه بزرگ یعنی سید مجاهد و شریف العلما استفاده کرد، . بعد از آن برای ملاقات با پدر وخانواده به دزفول مراجعت کرد.

شیخ انصاری چون شوق تحصیل علم در نهادش غلیان می کرد و مقام علمی فقهای کربلا و نجف را درک نموده بود، بیش از یک سال نتوانست در دزفول بماند و سال ۱۲۳۷ ق. برای بار دوم به عتبات رفت و پس از بهره گیری از منابع فیض علمای نامدار  پس از دو سال مجدداً به دزفول بازگشت. در این زمان که شیخ انصاری ۲۵ سال داشت با دختر شیخ حسین انصاری ( استاد نخستین خود )  ازدواج کرد.

ansari t خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی، اعجوبۀ بی بدیل فقاهت

در محضر فقهای ایران

شیخ در سال ۱۲۴۱ ق. عازم مسافرت به شهرهای معروف ایران که حوزه علمیه داشتند گردید شیخ مرتضی به سفر علمی رفت و برادرش شیخ منصور را که جوانی ۱۸ ساله بود، با خود برد؛ از دزفول به بروجرد و بعد از آن به کاشان رفتند تا از محضر ملا احمد نراقی که در فقه و اصول و شعر و ادبیات فارسی استادی کامل بود استفاده کند.

سپس شیخ انصاری از کاشان به تهران رفت و از آنجا به مشهد مشرف گردید و قریب شش ماه به زیارت ثامن الائمه علیه السلام و استفاده معنوی از حضور در بارگاه قدسی آن حضرت مشغول بود.

ایشان از مشهد به تهران و از آنجا به اصفهان آمد .

مسافرت علمی شیخ انصاری که نزدیک به پنج سال طول کشید، برای او استفاده شایانی از نظر شهرت و استفاضه از محضر شیخ در شهر خودش مورد توجه علما و طلاب قرار گرفت و مجلس درسی تشکیل داد و از سال ۱۲۴۵ تا ۱۲۴۹ ق. در دزفول بماند. پدرش به سال ۱۲۴۸ ق. به بیماری، وبا که در آن موقع به صورت همه گیر در ایران شیوع داشت، وفات کرد، یک سال پس از فوت پدرش به عتبات برای سکونت رفت و تا آخر عمر در نجف اقامت نمود.

 

phoca thumb l 3 خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی، اعجوبۀ بی بدیل فقاهت

رفتن به عتبات

شیخ انصاری بسال ۱۲۴۹ق. از دزفول به قصد سکونت در عتبات به کربلا رفته و پیش از حمله نجیب پاشا به کربلا، از آن شهر به نجف هجرت کرده است شیخ روزگاری طولانی (قریب شش سال ) در نجف اشرف، در خدمت شیخ علی( کاشف الغطا ) نیز گذرانید تا یگانه روزگار شد و مرجع اهل زمانه گشت.

زعامت حوزه نجف تا وفات

اداره حوزه علمیه نجف در سال ۱۲۶۲ ق. به شیخ محمد حسن معروف به صاحب جواهر رسید وی از فقهای بزرگ شیعه و مؤلف کتاب معروف جواهر در فقه است، شیخ محمد حسن در روزهای آخر عمرش به تشکیل مجلسی امر نمود و سفارش کرد که فقهای مشهور نجف در آن حاضر شوند، چون جلسه فراهم آمد، صاحب جواهر، شیخ انصاری را در آن مجلس نیافت.

فرمود تا شیخ را نیز در آن مجلس حاضر کنند، شیخ را در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام یافتند در حالی که برای سلامت صاحب جواهر دعا می کرد؛ او را به آن مجلس آوردند، صاحب جواهر شیخ را نزد خود طلبید و دست او را روی قلب خود نهاد و گفت: اکنون بر مرگ بر من گوارا شد.

سپس روی به فقهای حاضر در مجلس نمود و گفت: مرجع و رئیس علمی شما پس از من ایشان هستند؛

پس از وفات صاحب جواهر، شیخ انصاری بوسیله نامه ای جریان را به دوست و همدرس قدیمی خود، سعید العلماء مازندرانی بنوشت و چنین یادآور شد: زمانی که هر دو در کربلا از محضر درس مرحوم شریف العلماء استفاده میکردیم، شما ازحیث درس و معلومات بر من مقدم بودی،حال شایسته است، به نجف آمده ریاست حوزه راعهده دار شوید.

سعید العلماء در جواب شیخ نوشت: چون مدتی است به امور درسی اشتغال ندارم ولی شما تاکنون به تدریس و مباحثه مشغولید؛ لذا برای احراز این مقام سزاوارترید.

شیخ انصاری تا رسیدن جواب سعید العلماء، ریاست حوزه را به عهده نگرفت و پس از دریافت جواب سعید العلماء به منبر رفت و برای عده کثیری از فقها و طلاب و فضلا حتی مردمان عادی که پای منبر او گرد آمده بودند، در اثبات تقلید اعلم، دلایلی علمی بیان داشت که همه دلیلها، اعلمیت وی را نزد فقها و فضلا و شنوندگان ثابت گردانید و تقریر دلایل شیخ چنان متقن و قوی بود که مخالفین وی نیز به زعامت او اذعان کردند.

شیخ پس از ایراد سخنرانی از منبر به زیر آمد و به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف شد و از حضرت خواست تا او را لغزشهای مختلف در این امر خطیر ـ ریاست عامه شیعیان ـ مصون دارد و در مشکلات زعامت وی را یاری فرماید.

شیخ انصاری از سال ۱۲۶۶ق. تا هنگام وفات ۱۷ جمادی الثانی سال ۱۲۸۱ق. ریاست علمیه فقهای شیعیان جهان گردید.

اخلاق و رفتار شیخ انصاری(ره)

شیخ مرتضی نه تنها در زمینه علمی و فقهی یگانه دوران بود بلکه در اخلاق و زهد نیز در میان اقران و امثال کم نظیر بود. او در زهد و تقوا و وارستگی معنوی و اخلاقی به مقام والایی از عروج و ارتقا رسیده بود ایشان از اوایل زندگی و طلب علم بدقت آداب شرعیه و اعمال استحبابی را رعایت می کرد; از جمله نقل شده که مداومت بر زیارت عاشورا را از همان اوایل عمر شریفشان داشته اند. درباره زهد مرحوم شیخ و حسن تصرف ایشان در وجوهی که در اختیار ایشان قرار می گرفت، داستانهای فراوانی تاحال برزبان مردم جاری است که بدون شک اکثر آنها حقیقت دارد.آنچه مسلم است اینکه  مرحوم شیخ در مسائل مالی دقت و وسواس عجیبی داشتند، مرحوم میرزا حبیب الله رشتی – یکی از شاگردان مبرز او – می گوید: “شیخ در سه چیز امتیاز داشت: علم، ریاست، تقوا و زهد; او در زهد و تقوا نمونه و الگو بود.”

شیخ انصاری(ره) همچنین  در عمل نیز نظیر و همتا نداشت. او به مشکلات و امور مردم شخصاً رسیدگی می‌کرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا می‌شد و برای ترویج بیشتر از علوم دین، با بودن علماء و طلاب در یکی از شهرستان‌ها، اجازه نمی‌داد سهم امام را از آنجا به جایی دیگر ببرند و سفارش می‌نمود که در همان شهر به مصرف محصلین و طلاب برسانند . به محل سکونت  فقراء سر می‌زد و مواد غذایی بر دوش گرفته، میان خانواده‌های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می‌نمود.

استادان شیخ انصارى

شیخ مرتضی از محضر اساتید بزرگوارى همچون شیخ حسین انصارى دزفولى، شریف العلماء مازندرانى، شیخ موسى کاشف الغطاء، سید محمد مجاهد، شیخ على کاشف الغطاء، حاج ملا احمد نراقى و سید علی شوشتری تلمذ نمود

۱٫ شیخ حسین انصارى (متوفاى ۱۲۵۳ ق )

وى از رجال نامى در خاندان انصارى در عصر خود بوده و در دزفول مجلس درسى داشته و مرجعیت در فتوا و فیصله امور شرعیه در آن زمان به وى منتهى گشت و شیخ قسمتى از دروس مقدماتى را نزد او فرا گرفت. شیخ حسین بعد از سال ۱۲۵۳ در دزفول بدرود حیات گفته است.

۲٫ شریف العلماء (متوفاى ۱۲۴۵ ق)

ملا محمد یا محمد شریف فرزند حسنعلى آملى مازندرانى دو مجلس درس ‍داشته، یکى براى مبتدئین و دیگرى براى آنانى که در فضل و کمال به مرتبه اجتهاد رسیده بودند. وى در سال ۱۲۴۵ ق در کربلا دار فانى را وداع گفت.

۳٫ شیخ موسى کاشف الغطاء (متوفاى ۱۲۴۱ ق)

۴٫ شیخ على کاشف الغطاء (متوفاى ۱۲۵۴ ق)

هر دو از فرزندان شیخ جعفر کبیر – معروف به کاشف الغطاء هستند که نسبت آنها به مالک اشتر مى‌رسد.

۵٫ سید محمد مجاهد (متوفاى ۱۲۴۲ ق)

وى از فرزندان صاحب ریاض است. سید مجاهد شاگردان بسیارى تربیت کرد که از جمله آنها شیخ انصارى بوده که چهار سال نزد وى تلمذ نموده و در مجلس درسش در کربلا حاضر مى‌شد.

۶٫ مولی احمد نراقى (متولد ۱۱۸۵ و متوفاى ۱۲۴۵ ق)

حاج ملا احمد نراقى فرزند ملا مهدى نراقى است. نراقى به دانش و فضل شیخ انصارى اعتماد و اطمینان کامل داشته تا جایى که گفته است: در سفرهاى مختلفه که رفته‌ام زیاده بر پنجاه تن مجتهد مسلم را دیده‌ام ولى هیچ کدام آنان این جوان نبودند

بدین سبب مقدم شیخ را گرامى داشت و بعد از حرکت از کاشان، ملا احمد نراقى فرمود: استفاده‌‌اى که من از وى بردم بیش از بهره‌‌اى بود که او از من برد

ملا احمد نراقى به مرض وبا درگذشت و جنازه‌اش به نجف اشرف منتقل و در صحن مطهر پشت سر حضرت على علیه‌السلام دفن شد. (۱۰۴۸)

۷٫ شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر

شیخ انصاری، تبرکا به درس صاحب جواهر می‌رفت

۸٫ سید علی شوشتری (سرسلسله عرفای معاصر

شیخ انصاری دزفولی خاتم الفقهاء والمجتهدین حاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی، اعجوبۀ بی بدیل فقاهت

شاگردان شیخ انصاری ‏

در جلسه درس شیخ انصاری، قریب پانصد نفر حاضر مى‏شد. معروف است هر کس در محضر درس شیخ حاضر شد مجتهدى مسلم و عالمى نامدار گردید و این هم یکى از امتیازاتى است که شیخ به علماى پیشین داشته و از جمله مزایایى است که از بین علماى اسلام منحصرا به شیخ اختصاص یافته است.

شاگردان شیخ بین دانشمندان شیعه و حتى دانشمندان همه فرقه‏هاى اسلام داراى مقامى بس ارجمند بودند. در فضیلت اینان همین بس که درباره هر کدام از آنها در مقام تعریف و توصیف مى‏گویند: او از شاگردان شیخ بود و با دارا بودن این مقام، بر سایر علماى هم سطح ترجیح و برترى داده مى‌‏شود.

یکى از شاگردان شیخ، سید جمال الدین اسد آبادى است که چهار سال از محضر شیخ استفاده برد (بین سالهاى ۱۲۶۶- ۱۲۷۰ هجرى قمرى) و تحصیلات خود را در حضور شیخ به پایان رسانید.

تمام مخارج سیددراین چهارسال به عهده شیخ بودو شیخ به او لطف و محبت فراوان نشان مى‏داد. سید جمال، در سال ۱۲۷۰ هجرى قمرى به دستور شیخ به هندوستان رفت.

از دیگر شاگردان برجسته شیخ مى‏توان به میرزاى شیرازى، رهبر مذهبى جنبش تنباکو اشاره نمود.

از دیگر شاگردان شیخ، می‌توان به آخوند خراسانی و آخوند ملا حسینقلی همدانی اشاره کرد.

در کتاب زندگانى و شخصیت شیخ انصارى که توسط کنگره جهانى بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد شیخ انصارى (ره) انتشار یافته است نام ۳۱۶ نفر را ذکر کرده که بعضى از مشاهیر از شاگردان شیخ به شرح ذیل آمده است:

۱٫ شیخ ابراهیم آل صادق (۱۲۲۱ – ۱۲۸۴ یا ۱۲۸۸ ق )

۲٫ سید محمد ابراهیم بهبهانى (- ۱۳۰۰ ق )

۳٫ شیخ ابراهیم خوئینى (- ۱۳۰۰ ق )

۴٫ میرزا محمد حسن شیرازى (۱۲۳۰ – ۱۳۵۵ ق )

۵٫ حاج میرزا ابراهیم خوئى (۱۲۴۷ – ۱۳۲۵ ق

۶٫ آخوند خراسانى (۱۳۲۹ ق)

۷٫ میرزا ابراهیم علوى سبزوارى (۱۳۱۶ ق )

۸٫ سید جمال الدین اسد آبادى (۱۲۵۴ – ۱۳۱۴ ق )

۹٫ شیخ ابراهیم قفطان (- ۱۲۷۹ ق )

۱۰٫ میرزا حبیب الله رشتى (۱۲۳۴ – ۱۳۱۲ ق )

۱۱٫ شیخ مولا ابراهیم قمى (- ۱۳۰۸ ق )

۱۲٫ ملا حسینقلى همدانى (۱۲۳۹ – ۱۳۱۱ ق) شاگرد بزرگ سید علی شوشتری که بحثش گذشت.

۱۳٫ سید ابو تراب قزوینى (معروف به سکاکى ) (-۱۳۰۳ ق )

۱۴٫ میرزا محمد آشتیانى (۱۲۴۸ – ۱۳۱۹ ق )

۱۵٫ سید میرزا ابوالحسن رضوى (۱۳۱۱ ق )

۱۶٫ سید میرزا ابوالحسن سبزوارى (-۱۳۱۳ ق )

۱۷٫ شیخ ابوالقاسم انصارى دزفولى (-۱۲۸۰ ق )

۱۸٫ سید ابوالقاسم خوانسارى (۱۲۸۰ ق )

تألیفات‏ شیخ انصاری

شیخ بزرگوار علیرغم مسؤولیت های مهم مرجعیت و زعامت دینی و تربیت طلاب علوم دینی، دست از تالیفات و نوشتن کتاب برنداشت و پشتکار عجیبی از خود نشان داد و به برکت همین پشتکار و علاقه بیش از سی جلد کتاب در زمینه های مختلف فقه و اصول که ذیلا خواهد آمد از خود به یادگار گذاشت که هرکدام موج وسیعی در جهان کتاب ایجاد نمود.

از ویژگی هایی که در نوشته های شیخ بزرگوار جلب توجه می کند سبک نگارش و روش ساده نگاری اوست که هر مطلب علمی را با سادگی و سلاست عبارت بیان می نماید و سعی می کند هرچه بیشتر مطلب را به ذهن خواننده نزدیک سازد; به حدی که در خور فهم باشد. او با قلم شیوا و خالی از ابهام، مطالب را به رشته تحریر درآورده است و این از ویژگیهای خاص او در میان معاصرانش می باشد. آثار قلمى فراوانى از شیخ مرتضى انصارى بر جاى مانده که در اینجا به برخى از آنها اشاره مى‏‌کنیم:

۱- کتاب مکاسب، که از متون درسى مهم حوزه‏‌‌هاى علمیّه است.

۲- کتاب رسائل، این کتاب نیز از متون درسى مهم حوزه‏‌هاى علمیّه است.

۳- رساله‏‌‌اى در طهارت‏

۴- رساله‌‏اى در تیمم‏

۵- رساله‏‌‌اى در برائت‏

۶- رساله‏‌‌اى در ترجیح‏

۷- رساله‏‌اى در خمس‏

۸- رساله‏‌اى در زکات‏

۹- رساله‏‌اى در صلوه

۱۰- رساله‌‏اى در تقلید ودهها اثر ارزشمند دیگر ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی